وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه.اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست جرات ابراز عشق...
ما را در سایت جرات ابراز عشق دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 271 تاريخ: سه شنبه 9 آبان 1396 ساعت: 7:26